خرید بک لینک
خسته امهسته ایم!همه مان...ما از مردمی که نمیفهمندو مردمی که نمیفهمند از ما!آنها معتقدند ما نمی فهمیم و ما معتقدیم آنها نمیفهمندو روز به روز این شکاف دارد بیش از پیش عمیق تر می شود و از میانه اش خون تر

برچسب: نویسنده: کیانوش رستمیان تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 12:20

با همه وجودم حس میکنم این سری با سری های قبل فرق داشت

انگار یه اتفاقی افتاده بود

نمیتونستم بفهمم خوب یا بد،

ولی میدونم که یه چیزی عوض شد، تغییر کرد،

...

سوار هواپیما که شدم با بیخیالی منتظر سقوطش بودم که بمیرم

ولی هواپیما سالم نشست و منم الان خونم!

پس احتمالا اون "اتفاق" مرگ من نبود...

پس چی بود؟؟

برچسب: نویسنده: کیانوش رستمیان تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 12:20

راست میگفت:"چیزی که از دور شدن و نزدیک شدنت فهمیدم این که از اینکه دنبالم راه بیافتی و بهم نرسی خوشحالتری، همون بچه یی که دنبال مامان قدرتمندی میگرده.. و این یعنی هنوز خیلی مونده تا مرد بالغ بشی ..

برچسب: نویسنده: کیانوش رستمیان تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 12:20

زن ها یا با محبتند و گدایی عشق می کنند

یا تماما نفرتند و محبتت را برنمیتابند

حد وسط ندارند

چون نیاز به بقا دارند

یا چون ایمان ضعیفی دارند...!

برچسب: نویسنده: کیانوش رستمیان تاريخ: چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 12:20

صفحه بندی